تقدیم به ملت بی دفاع فلسطین و جان باختگان حادثه ی امروز:

ببین که در زوال ِ محبت ، کجاست نوع بشر 

هنوز می شود اینجا ، میان ِ کوچه دوید 
هنوز ، میشود از حال ِ کودکی پرسید 
بدان که تا نفسی هست و دیده ای پیدا 
در این کرانه باریک ، می دمد خورشید 
سرو ش ِ قدرت این خانه از افق پیداست 
هنوز می شود آزاده بود و جان بخشید 
ترنم است ، تکاپوی سخت ِ این ملت 
نمی توان ، نفس از شاخه های تازه کشید 
شقاوت است در این گریه یاکه ضجه ضجه مرگ 
فریب و شرم ِ جهان است ، آنچه باید دید 
نگاه ِ خلق ِ فلسطین ، طنین ِ زنگ ِ زمان 
چرانشسته اند ، عربهای پر شمار ِ رشید !! 
هم او که جز تن ِ خود را ، بشر نمی بیند 
ضمیر ِ جوهر ِ جانش ، ز کوره می پرسید 
ببین که در زوال ِ محبت ، کجاست نوع بشر 

حقارت است در این جامه ِ فراخ ِ سپید 

داریوش لعل ریاحی 
13 دی ۱۳۸۷