این حسین کیست

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست

هر کجا می نگرم رنگ رخش جلوه گر است

هر کجا می گذرم جلوه مستانه اوست

هر کسی میل سوی کرببلایش دارد

من چه دانم که چه سریست به در خانه اوست

السلام علي الحسين و علي علي ابن الحسين و علي ابا الحسین و علی اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين

سیمای «مرگ» در کلام امام علی (ع)  

« قیامت پیش روی شما و مرگ در پشت سر، شما را می راند. سبکبار شوید تا برسید. همانا آنان که رفتند در انتظار رسیدن شمایند.» هر روز انسان هایی را می بینیم که بار سفر بسته و به سرای جاویدان سفر می کنند،کوچ کنندگان به سرای باقی چند دسته اند؛

 گروه اول مرگ را «فنای مطلق» و نیستی همه چیز، دانسته و از آن وحشت دارند. علت ترس و وحشت این گروه، این است که پس از مرگ، زندگی وجود نخواهد داشت.

 گروه دوم با اینکه به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند و نیک می دانند که مرگ به معنی فنا و نیستی مطلق نیست، اما به خاطر آنکه پرونده اعمال خود را سیاه و تاریک می بینند و به خاطر عشق به زندگی، از چگونگی مرگ و رویدادهای پس از آن، سختی جان دادن و شکنجه های طاقت فرسا و مجازات دردناک بعد از مرگ، از مردن وحشت دارند.

 گروه سومی نیز هستند که با آغوش باز به استقبال مرگ می شتابند و از مرگ وحشتی به خود راه نمی دهند چرا که مرگ را پایان هستی نمی دانند و به سرای جاویدان ایمان دارند و مرگ را همچون تولدی دیگر می دانند که با عبور از گذرگاه دنیا به سرای آخرت گام خواهند گذاشت.

امام علی (ع) نیز از جمله معدودی افرادی است که از شکوه جهان آخرت آگاه است، نه تنها از مرگ نمی هراسد، بلکه به آن می اندیشد و بی صبرانه انتظارش را می کشد (فزت و رب الکعبه؛ به پروردگار کعبه که رستگار شدم).

 

احادیثی از حضرت امام حسین (ع)

حدیث (?) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد

(تحف العقول ، ص 251)   

حدیث (?) امام حسین علیه السلام فرمودند:
أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود
(محجه البیصاء ج 4،ص 228)

حدیث (?) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمیشوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

(تاریخ طبرى،ص 1،ص 239)

حدیث (?) امام حسین علیه السلام فرمودند:
إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)

حدیث (?) امام حسین علیه السلام فرمودند:
لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)

حدیث (?) امام حسین علیه السلام فرمودند:
أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند

(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)

حدیث (?) امام حسین علیه السلام فرمودند:
اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

(حیات امام حسین ج 1 /ص 183)

التماس دعا
منبع:

http://www.asemani.mihanblog.com

علت اصطلاح مذهب جعفري چيست؟

ما شيعيان معتقديم كه همه امامان از يك نور هستند و دانش آنها يكسان است. امام پيشين دانش‌هايي را كه از پدر خويش دريافت كرده بود، به فرزند خويش منتقل مي‌كرد و در مقام علم و فضيلت، هيچ امامي بر امام ديگر برتري نداشت. هر كدام بنابر موقعيت زمان و مكاني كه داشت، وظايف خود را به انجام رساند، مثلاً در زمان حضرت علي(ع)، دوراني اقتضا مي‌كرد حضرت خانه‌نشين شود و در حكومت دخالتي نكند، اما در زماني ديگر با هجوم مردم براي بيعت، به امر حكومت اقدام نمود. سيدالشهدا براي حفظ دين، جان خود و يارانش را نثار كرد. بنابر اين تمام امامان(ع) الگوي زندگي ما انسان‌ها و شيعيان در اوضاع مختلف هستند و مذهب شيعه منتسب به همه آنها است. اما اصطلاح مذهب جعفري، اشاره به روش شيعيان در مسايل فقهي و احكام ديني است، در مقابل مذاهب چهارگانه فقهي اهل سنت (حنفي، مالكي، شافعي و حنبلي)، همان گونه كه به شيعيان در مسايل اعتقادي و نوع حكومت و سياست، مذهب علوي يا علويون گفته مي‌شود. اما مذهب جعفري به جهت گسترش و كثرت روايات فقهي از امام صادق(ع) مي‌باشد. اگرچه امامان ديگر نيز در بيان احكام و معارف اسلام (تشيع) نقش داشته‌اند، اما تأثير آنها با توجه به موقعيت زماني شان از امام صادق(ع) كمتر بود. در عين حال كه دانش امام جعفر(ع) نيز از پدران بزرگوار به ايشان منتقل شده بود. امامان معصوم(ع) در نشر و گسترش دانش‌هاي ديني كه مورد نياز مردم بود، از هيچ كوشش فرو گذار نمي‌كردند و در هر زماني كه فرصت را آماده مي‌ديدند، به اين امر اقدام مي‌كردند، اما با موقعيت زماني ويژه‌اي كه براي امام صادق(ع) فراهم آمد، حضرت بهتر توانست اين وظيفه مهم را به انجام رساند، به همين خاطر مذهب شيعه را مذهب جعفري مي‌نامند. مذهب تمام ائمه دوازده‌گانه،‌ همه يكي است و اين طور نيست كه هر يك مذهب خاصي داشته باشند، اما بعضي از ائمه(ع) در زمان بني اميه و بني عباس، اسير و زنداني و شهيد شدند و مسلمانان جرأت ارتباط با آنان را نداشتند. ائمه معمولاً در اختناق شديدي به سر مي‌بردند و فرصت ارتباط با مردم و نشر احكام و تعاليم دين مقدس اسلام را نداشتند، مثلاً امام علي نقي(ع) و امام حسن عسكري را در وسط پادگاني جا داده بودند تا كسي از مسلمانان نتواند با آن حضرات در تماس باشد، به اين جهت مسلمانان نتوانستند معارف را از آنان دريافت كنند، ولي در زمان حضرت امام جعفر صادق(ع) و مختصري از زمان پدر بزرگوارشان امام محمد باقر(ع) اين رعب و اختناق كم شد، كه به اين جهت بود كه بني عباس و بني اميه سرگرم نزاع‌هاي سياسي بودند تا بتوانند خلافت را به دست آورند. در اين مدت امام جعفر صادق(ع) توانستند آشكارا تعليم و تدريس داشته باشند و شاگردان حضرت به چهار هزار نفر رسيد. در كتب تاريخي ذكر كرده‌اند: در كوفه و بغداد راويان حديث آن حضرت بيش از هفتاد هزار نفر بودند، از اين رو بيشتر معارف از طريق آن حضرت صادر گشته، بنابر اين مذهب شيعه اثناعشري را جعفري مي‌نامند. افزون بر اين نكات و عوامل ذيل در نام‌گذاري شيعه به شيعه جعفري دخالت داشته است: 1ـ چهره شاخص و سرشناس حضرت ميان تمام فرق‌ها و گروه‌هاي مسلمان. 2ـ عنوان “مذهب جعفري” شيعيان پيرو مكتب فقهي اهل بيت را از شيعه زيديه كه از فقه اهل بيت پيروي نمي‌كنند، جدا مي‌سازد.

شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) مغز متفکر جهان شیعه بر کلیه ی مسلمانان جهان و کسانی که وی را دوست می د

امام جعفر صادق(ع) در ماه شوال، در سن 65 سالگي به سبب انگور زهرآلودي که منصور دوانيقي به آن حضرت خورانده بود، به شهادت رسيد.

 

ولادت با سعادت امام جعفر صادق(ع) در روز دوشنبه هفدهم ربيع‌الاول 43 واقع شده، اسم مبارک آن حضرت جعفر بود و کنيه شريفش ابوعبدالله و القاب آن حضرت، صابر، فاضل، طاهر و صادق بود و مشهورترين القاب آن جناب صادق است.

امام جعفر صادق(ع) در ماه شوال، در سن 65 سالگي به سبب انگور زهرآلودي که منصور دوانيقي به آن حضرت خورانده بود، به شهادت رسيد.

روايت شده از کنيز آن حضرت که: نزد امام بودم در وقت احتضار چون به حال خود آمد چشم باز كرد و فرمود هر كس با من خويشاوندى دارد بگوئيد بيايد. همه را جمع كرديم، نگاهى به آنها نموده و فرمود: «ان شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة» شفاعت ما نخواهد رسيد به كسى كه نماز خود را سبك شمارد.

پاره‌اي از کلمات حکمت‌آميز و مواعظ و نصايح امام صادق(ع)

فرمود: نظر کن به کسي که پست‌تر از تو است در توانگري و توانايي و نظر مکن به کسي که بالاتر از تو است، پس هرگاه به آنچه گفتم رفتار کني قانع‌تر خواهي شد، به آنچه قسمت و روزي تو شده.

و بدانکه عمل دائم و کم و يقين بهتر است نزد خدا از عمل بسيار بدون يقين.

و بدانکه ورعي با منفعتر از اجتناب کردن از محارم الهي و ترک کردن اذيت مومنان و غيبت ايشان، نيست؛ و عيشي گواراتر از حسن خلق نيست؛ و مالي با منفعتتر از قناعت به چيز کم نيست، و جهلي با ضررتر از عجب و خودپسندي نيست.

به يکديگر از براي خدا دوستي و مهرباني کنيد، و بر يکديگر رحم کنيد و يکديگر را ملاقات کنيد و در امر دين مذاکره کنيد و احيا مذهب حق کنيد.

آماده و مهيا کن ساز و برگ سفر آخرتت را و از پيش توشه خود را بفرست.

کم کن خواب خود را در شب، و کلام خود را در روز؛ سلامت در تامل و تأني است و با عجله ندامت و پشيماني است.(منتهي الامال)

سيره حضرت

مالك بن انس - فقيه مدينه – مي‌گفت، من خدمت حضرت صادق(ع) مي‌رسيدم، برايم پشتى مي‌گذاشت و احترام مي‌كرد؛ مي‌فرمود مالك من ترا دوست دارم، اين مطلب را پنهان مي‌كردم و خدا را ستايش مي‌نمودم، پيوسته آن جناب به يكى از اين سه كار اشتغال داشت: يا روزه بود و يا بعبادت مشغول بود و يا ذكر مي‌گفت، از بزرگترين عبادت‏كنندگان و پارسايانى كه از خدا مي‌ترسند، بشمار مي‌رفت؛ بسيار حديث مي‌فرمود، خوش مجلس بود، همنشينى با او سود فراوان داشت. (علل الشرائع)

يکي از ياران امام نقل مي‌کند: وقتى مي‌فرمود (قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله) گاهى سبز مي‌شد و گاهى زرد، آنچنان كه دوستان اگر مي‌ديدند ايشان را نمي‌شناختند. سالى با ايشان بحج رفتم همين كه سوار بر مركب شد بعد از احرام هر چه تصميم مي‌گرفت لبيك بگويد صدا در گلويش مي‌گرفت بطورى كه نزديك بود از مركب بيافتد.
عرض كردم: لبيك بگوئيد چاره‏اى نيست بايد گف فرمود: چگونه جرات كنم بگويم‏: لبيك اللهم لبيك‏، مي‌ترسم بگويد: لا لبيك و لا سعديك(همان)‏

موعود در اسلام

موعود در اسلام

 روایات اسلامی نیز بر آمدن حضرت مسیح علیه‏السلام صحه می‏گذارند. از جمله آن که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «وَالَّذی نَفْسی بِیَدِهِ لَیُوشَکَنَّ اَنْ یُنَزَّلَ فیکُمُ ابْنُ مَرْیَمَ حَکَما عَدْلاً وَ اِماما مُقْسِطا؛ ''سوگند به آن که جانم به دست او است به طور یقین عیسی بن مریم به عنوان داوری عادل و پیشوایی دادگر در میان شما فرود خواهد آمد''» .همچنین مفسران در تفسیر آیه 159 سوره نساء آن رابا بازگشت حضرت مسیح در آخر الزمان مرتبط می‏دانند و این آیه را در همین رابطه ارزیابی می‏کنند، مجمع البیان، ج3، ص212؛ نمونه، ج4، ص204. به هر حال مسأله فرود آمدن مسیح علیه‏السلام و بازگشت وی در آخرالزمان از نقاط مشترک اندیشه انتظار نزد مسلمانان و مسیحیان است.

 البته اسلام در این رابطه منجی موعود را مهدی علیه‏السلام معرفی نموده، او را پیشوای آخرالزمان معرفی می‏کند: «کَیْفَ بِکُمْ (اَنْتُمْ) اِذا نَزَلَ عیسَی بْنُ مَرْیَمَ فیکُمْ وَ اِمامُکُمْ مِنْکُمْ؛ ''چگونه خواهید بود، آنگاه که عیسی بن مریم در میان شما فرود آید و پیشوای شما از خود شما باشد. ، بحار الانوار، ج 14، ص 344''» یا آنکه در روایتی دیگر از قول امام باقر علیه السلام نقل شده است: «یَنْزِلُ قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ اِلَی الدُّنْیا فَلا یَبْقی اَهْلُ مِلَّةِ یَهُودیٍّ وَ لا نَصْرانیٍّ اِلاّ آمَنَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یُصَلّی خَلْفَ الْمَهْدیِّ؛ ''پیش از قیامت، [عیسی] به دنیا فرود می‏آید و هیچ کس از ملت یهود و مسیحی نمی‏ماند مگر آنکه پیش از مرگ به او ایمان آورد و [آن حضرت[ پشت سر مهدی علیه‏السلام نماز می‏گذارد، بحار الانوار، ج 14، ص 349''.»

 در اسلام نیز مسئله انتظار فرج، بسیار قدیمی است که یکی از نشانه‌های سابقه داشتن این اعتقادها همانا ظهور عده‌ای از مدعیان مهدودیت، از اوائل اسلام به این طرف می‌باشد. در اسلام تا حدی به انتظار فرج اهمیت داده شده که پیامبر اکرم آن را برترین اعمال امتش معرفی نموده و امام صادق علیه‌ السلام یکی از شرایط پذیرفته شدن اعمال بندگان را انتظار حکومت مهدی عجل‌الله (انتظار فرج) می‌داند و در جایی دیگر می‌فرمایند که "و انتظروا الفرج صباحاً و مساعاً یعنی صبح و شام در انتظار فرج و ظهور باش". مسئله مهدی موعود از صدر اسلام و از زمان پیغمبر اکرم یک امر قطعی و مسلم در میان مسلمین بوده است و از نیمه دوم قرن اول هجری منشأ حوادث بزرگ تاریخی شده است .

 مهدویت در اسلام و بالاخص در تشیع یک فلسفه بزرگ است، اعتقاد به ظهور منجی است، نه در شعاع زندگی یک قوم و یک ملت و یا یک منطقه‏ و یا یک نژاد بلکه در شعاع زندگی بشریت. مهدویت به این نیست که یک‏ منجی بیاید، و مثلا شیعه را یا ایران را یا آسیا را یا مسلمانان جهان را نجات دهد، مربوط به این است که یک منجی و مصلح ظهور کند و تمام اوضاع‏ زندگی بشر را در عالم دگرگون کند و در جهت صلاح و سعادت بشر تغییر بدهد. قرآن کریم هم می‏فرماید: "« و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی‏ الصالحون ، انبیاء ، 105» یعنی ما از پیش اطلاع داده‏ایم که وارث اصلی زمین ، بندگان‏ صالح و شایسته ما خواهند بود. برای همیشه زمین در اختیار ارباب شهوت و غضب و بندگان جاه و مقام و اسیران هوای نفس نخواهد بود." پیش بینی‏ یک آینده سعادت بخش و پیروزی کامل عقل بر جهل ، توحید بر شرک ، ایمان‏ بر شک ، عدالت بر ظلم ، سعادت بر شقاوت است. اندیشه پیروزی نهائی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم ، گسترش جهانی ایمان اسلامی ، استقرار کامل و همه جانبه ارزشهای‏ انسانی ، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده‏آل ، و بالاخره اجراء این ایده‏ عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالیقدر که در روایات متواتر اسلامی ، از او به " مهدی " تعبیر شده است ، اندیشه‏ای است که کم و بیش همه فرق ومذاهب اسلامی - با تفاوتها و اختلافهائی - بدان مؤمن و معتقدند .

 این اندیشه ، به حسب اصل و ریشه ، قرآنی است . این قرآن مجید است که با قاطعیت تمام ، پیروزی نهائی ایمان اسلامی (هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون »ترجمه: ''او کسى است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‏ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!( ''توبه / 33 وصف /9) ، غلبه قطعی صالحان و متقیان (لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی‏ الصالحون » ترجمه: در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «''بندگان شایسته‏ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!» ''(انبیا /105 ) ، کوتاه شدن دست‏ ستمکاران و جباران برای همیشه (و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین و نمکن لهم فی الارض و نری فرعون و هامان و جنودهما منهم‏ ما کانوا یحذرون » ترجمه: ''ما مى‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم! و حکومتشان را در زمین پابرجا سازیم و به فرعون و هامان و لشکریانشان، آنچه را از آنها [بنى اسرائیل‏] بیم داشتند نشان دهیم‏ ''( قصص /5 و 6 ) و آینده درخشان و سعادتمندانه بشریت‏ (قال موسی لقومه استعینوا بالله و اصبروا ، ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین »ترجمه: ''موسى به قوم خود گفت: «از خدا یارى جویید، و استقامت پیشه کنید، که زمین از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار مى‏کند و سرانجام (نیک) براى پرهیزکاران است! ''(اعراف /128) را نوید داده است . در حدیثی که از شیعه و سنی نقل شده چنین آمده است که اگر از دنیا بیش از یک روز نمانده باشد خداوند آن یک روز را چنان طولانی می کند که مهدی ظهور کرده و جهان را از عدل و داد لبریز سازد.

 در اخبار آمده است که او نه تنها اسلام را احیاء می کند بلکه همه ادیان را به حالت حقیقی خویش اقامه می کند. بنابر این انتظار فرج واژه آشنایی است که تجلی یکی از بزرگترین دگرگونی‌ها را به همراه دارد، دگرگونی برای آن عده از افراد که بی‌صبرانه در اقیانوس متلاطم زندگی، سفینه نجات را می‌طلبند تا با تنها ناخدای کشتی حق و عدالت به سرزمین خوشبختی‌ها قدم گذارند، در همان سرزمینی که صلح، صفا، برابری، برادری، امنیت، رفاه و آسایش و ... حاکم باشد.ما با سیری گذرا در کتب مقدسه ادیان و مذاهب مختلف جهان، به این حقیقت می‌رسیم که اعتقاد به ظهور مصلحی که در آخر الزمان ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد یک اعتقاد جهانی و همگانی است. اکنون همه ادیان راجع به حضرت حجت پیش بینی‏ می‏کنند که عدل کامل ، صلح کامل ، رفاه کامل ، سلامت کامل و امنیت کامل‏ برقرار خواهد شد ، همان پیش بینی تکامل تاریخ و تکامل بشریت است ، یعنی زندگی بشر در آینده منتهی می‏شود به عالیترین و کاملترین زندگیها که‏ از جمله آثاری که در آن هست آشتی انسان و طبیعت است و آن این است که‏ زمین تمام معادن خود را در اختیار انسان قرار می‏دهد ، آسمان تمام برکات‏ خود را در اختیار انسان قرار می‏دهد و همه اینها خود تکامل تاریخ است.

در اسلام دو دیدگاه در مورد منجی وجود دارد:

1. منجی‌گرایی در میان اهل‌سنت

مذاهب مختلف اهل‌سنت مهدی موعود(عج) را باور دارند ولی معتقدند که مهدی(عج) هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنیا مي‌آید. دانش‌مندان اهل‌سنت در این زمینه اختلاف دارند. بسیاری از آنان مهدویت را نوعی دانسته و گفته‌اند که در آخرالزمان، در زمانی نامشخص، فردی نامعین، از پدر و مادری ناشناخته، با این نام و اوصاف متولد خواهد شد و انجام وظیفه خواهد کرد. شماری از آنان نیز همانند شیعه امامیه، مهدی(عج) را شخصی معین مي‌دانند و معتقدند او پیش از این متولد شده و هم‌اکنون به زندگی خود ادامه مي‌دهد. آن دسته از اهل‌سنت که ولادت مهدی(عج) را پذیرفته‌اند اختلاف‌هایی در سال ولادت حضرت دارند. برخی سال ولادت را 255 و برخی سال 258 قمری دانسته‌اند، برخی نهم ربیع‌الاول و شماری دیگر 23 رمضان را ذکر کرده‌اند.

2. منجی‌گرایی در میان شیعه

شیعه اعتقاد دارد وعده خدا در قرآن به مسلمانان تحقق خواهد یافت و جامعه‌اي بر اساس قسط و عدل و حقیقت ایجاد خواهد شد. بنابراین، علی‌رغم قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جبهه کفر و استکبار و استبداد، مستضعفانِ بیدار شده و آگاه، امام و رهبران مردم و وارثان قدرت مي‌شوند. شیعه اعتقاد دارد، اسلام دین زندگی است و هرگز کهنه نمي‌شود. به مفهوم دیگر، قرآن به هر قصه‌اي که اشاره مي‌کند و هر عقیده‌اي که در اسلام و در تشیع مطرح مي‌شود باید در زندگی امروز و سرنوشت فردی و اجتماعی و استقلالمان نقش داشته باشد تا آنهایی که به آن اعتقادی ندارند از اثرش محروم باشند.

در مذهب شیعه، امام زمان از ذریه پیامبر اسلام (ص) و فرزند امام حسن عسکری(ع) است که الآن در پرده غیبت به سر می‌برد. امام در دوره غیبت صغرا چهار نایب خاص داشته که واسطه میان او و شیعیان بودند. پس از این دوره، غیبت کبرا فرا رسیده و اکنون در این دوره به سر مي‌بریم. در این زمان تنها باید از ولی‌فقیه که حجت امام زمان(عج) بر مردم است، اطاعت کنیم.

شیعه در عصر غیبت کبرا، فلسفه سیاسی نجات‌بخش و مکتب اجتماعی حرکت‌آفرین و مسئولیت‌آوری دارد و آن مهدویت و انتظار است. اما متأسفانه افراد ناآگاه، مغرض و یا دشمن، مهدویت و انتظار را که مفهومی انقلابی، آزادی‌بخش و حرکت‌آفرین و مسئولیت‌زا به شمار می‌آید، مانند پوستین وارونه‌اي درآورده‌اند که به قول دکتر شریعتی، یک طرف آن در نهایت زیبایی و طرف دیگر آن در نهایت زشتی است. رویه‌اش چشم‌ها را از زیبایی خیره می‌کند و آسترش از زشتی برای بزرگ‌سالان نفرت‌انگیز و برای خردسالان وحشت‌آور می‌نماید. اعتقاد به مهدویت و انتظار، از بین تمام اصول و عقاید شیعی، بیش از همه عقاید دیگر، تضاد و تناقض دارد. یکی نابودکننده ظلم و جور و به دنبال قسط و عدل است و دیگری به دنبال توجیه‌کننده ظلم و جور و بی‌عدالتی؛ یکی مفهوم انقلابی، مترقی، عزت‌آور و مردمی دارد و به اراده و اندیشه و اختیار و آزادی انسان احترام می‌گذارد و مسئولیت‌های فردی و اجتماعی او را تثبیت می‌کند، اما مفهوم دیگری منحط، ذلت‌آور و ضدمردمی است و به اراده و اندیشه و آزادی انسان اهانت می‌کند و مسئولیت‌های فردی و اجتماعی را در نظر ندارد و ظلم و ستم و تسلیم شدن را توجیه می‌کند. به مفهوم دیگر اگر در بخشی از دنیا مؤمنان عزت ندارند و از نظر آزادی، استقلال و نظام حکومتی کافران بر آنها مسلط هستند، باید بدانیم که ایمان آنها درست نیست و اسلام را وارونه فهمیده‌اند.

بنابراین، اصل مهدویت و انتظار دو نوع است: یکی انتظار مثبت در تشیع که عامل حرکت و رشد فردی و اجتماعی است و دیگری انتظار منفی که دوستان ناآگاه و یا دشمنان قسم خورده اسلام آن را شکل داده‌اند و بزرگ‌ترین عامل انحطاط و ذلت به شمار می‌آید. در مذهب شیعه کسی منتظر واقعی است که هر لحظه فرمانده‌اش را انتظار می‌کشد.

منتظر باید با ادوات نظامی آشنا باشد و جسم و روح خود را شاداب و آماده نگه دارد. در نظام اسلامی که با هدایت رهبر اداره می‌شود، باید برای آماده‌سازي زمینه‌های ظهور و سپردن پرچم به مهدی موعود(عج) طرح راه‌بردی داشت.

منبع:امام زمان مهدی موعود اباصالح منجی قائم

موعود در آیین مسیحیت

الف) منجی‌گرایی در مسیحیت
امید بستن به جهانی نورانی که در آن، آدمی به همه خواست‌های خود برسد و از تمامی گناهان پاک و از همه دل‌بستگی‌های مادی رهایی یابد و نیز ایمان به نجات‌دهنده‌ای که برآورده‌کننده این آرزوها باشد، در کتاب مقدس آشکارا دیده می‌شود.

کلیسای اولیه نیز به تبیین رجعت و نجات‌بخشی مسیح، علاقه فراوانی داشت. رسولان منتظر بودند که مسیح در عصر آنان ظهور کند و نسل‌های بعدی نیز همین امید باشکوه را حفظ کردند. این انتظار طاقت‌فرسا تا قرن سوم میلادی به شدت ادامه داشت، ولی از زمان امپراتوری کنستانتین و ایمان آوردن او به مسیحیت و کم شدن سختی‌ها و مصیبت‌های مسیحیان (قرن چهارم میلادی)، بازگشت و ظهور مسیح کم‌کم به فراموشی سپرده شد.

گفتنی است در قرن‌های اخیر، در کلیساها دوباره بر این حقیقت تأکید می‌شود و در مواردی هنوز غفلت‌ها و مخالفت‌هایی وجود دارد، ولی علاقه به این آموزه کتاب مقدس رو به افزایش است. روزانه میلیون‌ها مسیحی دین‌دار این دعا را زمزمه می‌کنند که: «آمین، بیا ای خداوند عیسی».

1. اهمیت این آموزه در مسیحیت


در کتاب مقدس به آمدن دوباره مسیح برای سلطنت، در قسمت‌های زیادی از عهد عتیق و عهد جدید اشاره شده است و ویژگی‌هاي روز‌های پیش از آمدن مسیح را توضیح مي‌دهد. به اعتقاد آنها مسیح پس از ظهور، تخت پادشاهی خود را برپا می‌کند و امت‌ها را داوری مي‌نماید. در دایرة‌المعارف کتاب مقدس، حضرت مسیح در حالی تصویر گردیده که سوار بر اسب سفید و هم‌راه لشکریان آسمان مي‌آید تا با عنوان شاه شاهان، در زمینی که مملو از شرارت است، داوری کند و سلطنت هزارساله خود را به هم‌راه افراد مقدس آغاز نماید. در این مدت، شیطان را هزار سال می‌بندند و به چاه ‌هاویه می‌افکنند تا در سرتاسر این مدت از فعالیت او جلوگیری شود. به اعتقاد مسیحیان، این رهبر موعود الهی، مسیح ‌بن مریم از ذریه اسحاق از فرزندان یعقوب و از نوادگان داوود است که به دست یهود کشته شد و خدای متعال وی را زنده کرد و به آسمان برد و در آخر دنیا، وی را مي‌فرستد تا وعده‌اش را توسط وی محقق سازد.

کتاب مقدس، به موضوع نجات و بازگشت دوباره مسیح اهمیت فروانی می‌دهد. رجعت مسیح، در عهد جدید(کتابی که مسیحیان در روز یکشنبه می خوانند.) بیش از سی‌صد‌ بار آمده است و چندین باب کامل، به این موضوع اختصاص دارد.

برخی از رساله‌های عهد جدید نیز به این موضوع مربوط است.بنابراین، می‌توان گفت این آموزه از مهم‌ترین آموزه‌های مسیحیت به شمار می‌رود. 

... در آیات زیادی، مسیحیان تشویق شده‌اند که برای بازگشت مسیح آماده باشند و از این حقیقت تسلی پیدا کنند و ضعیفان را برای این حقیقت تقویت نمایند، سختی‌ها را تحمل کنند و اعتماد خود را حفظ نمایند؛ زیرا خداوند به زودی مراجعت خواهد کرد و برای منتظران خود برکت و اجر و پاداش خواهد آورد.

منبع:امام زمان مهدی موعود اباصالح منجی قائم

موعود در آیین زرتشت

  برخلاف ديگر اديان كه معمولاً منتظر يك موعود نجات‌بخش‌ هستند، زرتشتيان منتظر سه موعودند كه هر يك از آنها به فاصله هزار سال از ديگري ظهور خواهد كرد.

قبل از پرداختن به مسئله سه موعود، اشاره‌اي گذرا به بحث ادوار جهاني يا سال كيهاني در آيين زرتشت می‌کنيم كه ظهور اين موعودهاي سه‌گانه در چنين چارچوبي جاي داده شده است. البته بايد يادآور شويم كه متن‌هاي زرتشتي درباره اين كه سال كيهاني از چند هزاره تشكيل مي‌شود، هم‌سخن نيستند.

پاره‌اي مي‌گويند از نه هزاره و برخي اين دوره جهاني را به مناسبت دوازده برج سال طبيعي و دوازده نشان منطقه‌البروج متشكل از دوازده هزاره مي‌دانند. قرائني نيز حكايت مي‌كند رقم اصلي شش هزار سال بوده و بتدريج به نه هزار سال و دوازده هزار سال افزايش يافته است.

در سه هزاره اول اهورا مزدا عالم فروهر، يعني عالم روحاني را بيافريد كه عصر مينوي جهان بوده است. در سه هزاره دوم از روي صور عالم روحاني جهان جسماني خلقت يافت. در اين دوره امور جهان و زندگي مردمان فارغ از گزند و آسيب بود و به همين جهت، عصر طلايي تاريخ ديني مزديسنان ناميده مي‌شود. سه هزاره سوم دوران شهرياري شهرياران و خلقت بشر و طغيان و تسلط اهريمن است. زرتشت درست در آغاز هزاره اول از دوران چهارم زاده شد؛ هنگامي كه بنا بر سنت دوران واپسين از چهار دوره عمر جهان بود.

به موجب روايات زرتشتي و بنا به يشت نوزدهم، در آخرالزمان از زرتشت سه پسر متولد مي‌شود که با نام عمومی سوشيانس خوانده مي‌شوند. اين نام به خصوص براي تعيين آخرين موعود تخصيص يافته و او آخرين مخلوق اهورا مزدا خواهد بود. كلمه سوشيانس كه از ريشه سو(Sav Su) به معني سود و سودمند است، در اوستا به شکل سئوشيانت آمده و در پهلوي به اشكال گوناگوني چون: سوشيانت، سوشانس، سوسيوش، و سيوسوش آمده است. در فروردين يشت، بند 129 در معني سوشيانت چنين آمده است: او را از اين جهت سوشيانت خوانند كه او به جهان مادي سود خواهد بخشيد.

اين كلمه چندين بار در گاتاها براي شخص زرتشت به كار رفته و پيامبر خود را سوشيانت خوانده؛ يعني كسي كه از وجودش سود و نفع برمي‌خيزد و سود رساننده است. (يسنا، 11:45، 9:48، 2:53) همچنين چند بار ديگر در سرودها، اين واژه‌ به صورت جمع آمده و زرتشت، خود و يارانش را سود رسانندگان معرفي كرده است. (يسنا، 13:34، 3:46، 12:48) در ساير قسمت‌هاي اوستا نيز غالباً سوشيانس‌ها به صورت جمع آمده و منظور از آنها، پيشوايان و جانشينان زرتشت است كه در تبليغ دين كوشا هستند و مردم را به راه راست هدايت مي‌كنند. در يسنا (5:24) از سوشيانس‌ها با عنوان نوكنندگان جهان و مرداني كه هنوز متولد نشده‌اند، ياد مي‌شود:

ستايش و نيايش و خشنودي و آفرين با فروهرهاي همه پاكان؛ آن پاكاني كه مرده‌اند و آن پاكاني كه زنده‌اند و آن مرداني كه هنوز زاييده نشده، سوشيانت‌هاي نوكننده هستند.

اما عمده مطالب درباره سوشيانس‌ها در يشت‌هاي سيزدهم و بويژه نوزدهم آمده است. در يشت 19، بند 88 به بعد، درباره ظهور سوشيانس در آخرالزمان و نو شدن گيتي و سپري شدن جهان چنين آمده است:

فر كياني نيرومند مزدا آفريده را ما مي‌ستاييم؛ (آن فر) بسيار ستوده زبردست، پرهيزگار، كارگر چست را كه برتر از ساير آفريدگان است؛ كه به سوشيانت پيروزمند و به ساير دوستانش تعلق خواهد داشت. در هنگامي كه گيتي را نو سازد؛ (يك گيتي) پير نشدني، نمردني، نگنديدي، نپوشيدني، جاودان بالنده و كامروا. در آن هنگامي كه مردگان دگر باره برخيزند و به زندگان بي‌مرگي روي كند. پس آن گاه او (سوشيانت) به در آيد و جهان را به آرزوي خود تازه كند.

پس جهاني كه فرمانبردار راستي است، فناناپذير گردد. دروغ دگر باره به همان جايي رانده شود كه از آن جا براي آسيب رساندن به راستي‌پرستان و نژاد و هستي وي آمده بود. تباهكار نابود خواهد گرديد؛ فريفتار رانده خواهد شد.

بر اساس روايات پهلوي، نطفه زرتشت در درياچه هامون، [كيانسيه يا كسه اُيه] قرار دارد. در آخرين هزاره از عمر جهان (هزاره دوازدهم) سه دوشيزه از اين نطفه بارور مي‌شوند و سه موعود مزديسنان را مي‌زايند.

در يشت سيزدهم، بندهاي 128 و 129 مهم و قابل توجه هستند. در بند 128 مجموعاً از نه پارسا – كه شش تن از آن‌ها ياران سوشيانس و سه تن ديگر موعودهاي آينده‌اند- ياد شده و فر وشي‌شان ستوده شده است. اين سه تن در اصل همان سه پسر آينده زرتشت يا موعودهاي نجات‌بخش هستند كه در هزاره آخر عمر جهان به فاصله هزار سال از یکديگر ظهور خواهند كرد. اين سه تن عبارتند از:

1.اوخشيت ارته، يعني پروراننده قانون مقدس (نيرو دهنده و روا كننده قانون دين و داد زرتشت). امروزه اين نام را اوشيدر يا هوشيدر گويند، و در كتب پهلوي به صورت خوشيتدر يا اوشيتر آمده است. گاه كلمه بامي را به آن افزوده، هوشيدر بامي مي‌گويند كه به معني هوشيدر درخشان است.

2. اوخشيت نمه، يا اوخشيت نمنگه، يعني پرواننده نماز و نيايش. امروزه آن را اوشيدر ماه يا هوشيدر ماه مي‌گويند، ولي در كتب پهلوي به صورت خورشيتماه و اوشيترماه ضبط شده است.

3. آستوت ارته، يعني كسي كه مظهر و پيكر قانون مقدس است. در خود اوستا نيز به معني لفظي اين كلمه اشاره شده و در بند 129، يشت سيزدهم، مي‌خوانيم:

كسي كه سوشيانت پيروزگر ناميده خواهد شد و استوت ارته ناميده خواهد شد. از اين جهت سوشيانت، براي اين كه او به سراسر جهان مادي سود خواهد بخشيد؛ از اين جهت استوت ارته، براي اين كه او آنچه را جسم و جاني است، پيكر فناناپذير خواهد بخشيد، از براي مقاومت كردن بر ضد دروغ جنس دو پا (بشر)، از براي مقاومت كردن در ستيزه‌اي كه از طرف پاكدينان برانگيخته شده باشد.

و اين استوت ارته همان سوشيانس، يعني سومين و آخرين موعود در آيين مزديسناست. چنان كه اشارت رفت، اين سه برادر از پشت و نطفه زرتشت، پيامبر ايران هستند. بنابر سنت نطفه زرتشت را ايزد نويوسنگ برگرفت و به فرشته آب (ناهيد) سپرد كه آن را در درياچه كيانسيه (هامون) حفظ كرد.

منبع:امام زمان مهدی موعود اباصالح منجی قائم

موعود در یهود

گفتگو با: دكتر يونس حمامي لاله زار

چكيده

يونس حمامي لاله‌زار، پزشك، محقق ديني، از صاحب‌نظران فرهنگي ـ مذهبي و رئيس اسبق انجمن كليميان ايران است؛ پزشكي كه بيش از طبابت، دغدغه تدريس «تلمود» و آموزه‌هاي دين يهود را دارد. در كارنامه پژوهشي ـ مذهبي ايشان پانزده سال تدريس علوم ديني و ده‌ها تحقيق مكتوب علمي ثبت است؛ كتاب «فرهنگ و بينش يهود» دوره دبيرستان ويژه كليميان، ترجمه «نيايش‌هاي روزانه يهود»، تكميل و تدوين فرهنگ به زمين مانده سليمان حيّم با عنوان «فرهنگ فارسي به عِبري» نمونه‌اي از آنهاست. نوشتن مقالات متعدد در نشريات ديني از جمله «افق بينا» (نشريه داخلي انجمن كليميان) و همكاري با فصلنامه‌هايي چون «هفت آسمان» از دكتر حمامي چهره‌اي فعال در عرصه اطلاع‌ر‌ساني علمي به نمايش مي‌گذارد. وي علاوه بر همكاري با مراكز پژوهشي و دانشگاهي، «درس يهود» را در دوره دكتري اديان و مذاهب اسلامي دانشگاه تربيت مدرس قم تدريس نموده است. نشريه معارف ضمن ارج نهادن به همكاري صميمانه دكتر حمامي لاله‌زار در به سرانجام رسيدن اين گفتگو، افتخار دارد متن اين مصاحبه را تقديم مخاطبان فرهيخته خود نمايد. «معارف»

برای مطالعه به ادامه یم طلب بروید

منبع:امام زمان مهدی موعود اباصالح منجی قائم

ادامه نوشته

گواهى بره آهو در امامت على بن موسى الرضا (ع)

در كتاب بصائر الدرجات و كفايه المومنين از عبدالله بن سمره روايت مى كند، كه روزى حضرت امام رضا عليه السلام بر ما گذشت ، و من با يتم بن يعقوب در مخالفت و مخاصمت آن حضرت مبالغه مى كردم ، پس آن بزرگوار رو به صحرا روان شد، و ما از عقب او رفتيم ، و سخنان بى ادبانه نسبت به او مى گفتيم ،
در اثناى آن حال چند آهو ديدم ، كه در ركن صحرا چرا مى كردند، پس آن حضرت به بره آهو اشاره كرد، و به نزد آن حضرت آمد، و حضرت دست مرحمت بر سر آن بره آهو كشيد و بره آهو را به غلام خود سپرد، و بره آهو به جهت جدا به نزد خود طلبيد، دوباره دست بر سرش كشيد، و سخنى به او گفت !

كه ما نفهميديم ،ديدم كه بره آهو آرام گرفت ، بعد از آن متوجه ما گرديد، و فرمود: كه يا عبدالله دانستى كه ما اهلبيت رسالت هستيم ، و وحوش و طيور و جميع اهل عالم امر و حكم ما را مطيع و منقادند، گفتم : بلى يا سيدى تو حجت خدا بر اهل عالم و جميع خلق خدا هستى ، پس من توبه كردم ، از آنچه كه مى گفتم و مى كردم ، پس آن حضرت به غلام خود فرمود: كه اين بره آهو را آزاد و رها كن ، غلام ، آهو را رها كرد، و آهو به جانب صحرا مى رفت ، و اشك چشم خود را مى ريخت ، باز حضرت براى تسلى آن بره آهو دست مرحمت بر سرش كشيد، و آن آهو با زبان خود كلماتى به آن حضرت ، عرض ، و رو به صحرا روان گرديد.
حضرت به من فرمود: اى عبدالله دانستى ؟ كه اين آهو چه مى گفت ، عرض ‍ كردم : نه ، فرمود: اين آهو مى گفت : وقتى كه مرا به حضور خويش طلبيدى ، من به اين اميدوار بودم كه تو مرا ذبح كرده ، چيزى از گوشت بدنم غذاى بدن شريف تو گردد، پس مرا نااميد رها كردى ، من او را دلجويى و نوازش ‍ كردم ، تا به چراگاه خود رجوع نمود (1)

پي نوشتها:

1- كشكول النور: ج 1، ص 281 به نقل از كتاب بصائر الدرجات و كفايت المومنين

منبع: كتاب داستانهايى از انوار آسمانى

به نقل از وبلاگ امام رئوف

ساده زيستي و قناعت در زندگي امام رضا (ع)

ساده‌ زیستی‌ یک‌ حالت‌ و رفتار اخلاقی‌ است‌ که‌ بر پایه‌ عقیده‌ و نگرش‌ ایمانی‌ درباره‌ ارزش‌ زندگی‌ و ملزومات‌ و رفاه‌ آن‌ استوار است‌ و مفهوم‌ ساده‌ زیستی‌ مانند خیلی‌ از مسائل‌ دیگر دارای‌ سوء تعبیرهایی‌ هم‌ می‌باشد که‌ بعضی‌ها معنی‌ درست‌ آن‌ را نفهمیده‌اند. در حالیکه‌ اهل‌ بیت‌ این‌ مصادر معرفت‌ و این‌ انوار هدایت‌، معنای‌ ساده‌ زیستی‌ را به‌ خوبی‌ برای‌ ما روشن‌ می‌سازند.

 

امام‌ علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا (ع‌) درباره‌ این‌ ویژگی‌ رفتاری‌ و اخلاقی‌ آنگونه‌ می‌پندارد که‌ پدران‌ گرامی‌ ایشان‌ آن‌ را بیان‌ داشته‌اند. درباره‌ او می‌گویند که‌ در تابستان‌ بر روی‌ حصیر و در زمستان‌ بر روی‌ زیلوی‌ کهنه‌ که‌ با لباس‌ می‌پوشاندند، می‌نشستند تا مردم‌ متوجه‌ آن‌ نشوند. امام‌ رضا(ع‌) با آنکه‌ موقعیت‌ بالایی‌ داشتند و می‌توانستند بهترین‌ زندگی‌ را داشته‌ باشند ولی‌ از زینتهای‌ دنیوی‌ و ملزومات‌ آن‌ دوری‌ گزیدند ولی‌ ظاهر خود را مرتب‌ می‌ساخت‌ تا در مقابل‌ مردم‌، ظاهری‌ معمولی‌ داشته‌ باشد تا مردم‌ درباره‌ ایشان‌ تفکر ریا را در سر نپرورانند. ارتباط‌ او با خداوند متعال‌ به‌ دور از هر گونه‌ تجمل‌ و دنیادوستی‌ بود.

http://www.Imam-Raouf.blogfa.com

کنیز حضرت‌ امام‌ رضا (ع‌) زندگی‌ داخلی‌ حضرت‌ را چنین‌ توصیف‌ کرده‌ است‌ که‌: سادگی‌ طبع‌، عبادت‌ دور از ریا و زندگی‌ به‌ دور از تجملات‌ و کاخ‌ نشینی‌ متداول‌ آن‌ زمان‌، زندگی‌ شخصی‌ امام‌ را تشکیل‌ می‌داد. همچنین‌ می‌گوید: با عده‌ای‌ از کنیزکان‌ در کوفه‌ بودیم‌ که‌ مأمون‌ ما را خرید و به‌ کاخ‌ او رفتیم‌ در آنجا بهشتی‌ از خوراکیها، نوشیدنیها و پولهای‌ فراوان‌ بود تا اینکه‌ مرا به‌ امام‌ رضا (ع‌) بخشید. وقتی‌ به‌ خانه‌ حضرت‌ رفتم‌ همه‌ آن‌ چیزها را از دست‌ دادم‌ و شبها برای‌ نماز بیدار می‌شدم‌ و این‌ شدیدترین‌ شرایط‌ برای‌ ما بود.

 

امام‌ (ع‌) کسی‌ است‌ که‌ گفتار و کردارش‌ برای‌ مردم‌ الگو است‌. هیچ‌ کس‌ نمی‌تواند ادعای‌ امامت‌ کند مگر اینکه‌ کردارش‌ درس‌ باشد و به‌ چیزی‌ که‌ مردم‌ را به‌ آن‌ دعوت‌ می‌کند. از خود ظاهر سازد و مردم‌ شاهد آن‌ باشند.

 

منبع : مجله گلستان قرآن - شماره 106 - گوشه ای از زندگانی امام رضا (ع)

به نقل از : پايگاه مجلات تخصصي

و وبلاگ امام رئوف

احادیثی از حضرت امام حسین (ع)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَك إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یكى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد

(تحف العقول ، ص 251)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

أیما اثْنَین جَرى بینهما كلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر كانَ سابقة الىَ الجنّة
هر یك از دو نفـرى كه میان آنها نزاعى واقع شـود و یكـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

(محجه البیصاء ج 4،ص 228)

 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ الْمَخلـُوق بسَخَطِ اْلخـالِق
رستگـار نمی شود مـردمـى كه خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

(تاریخ طبرى،ص 1،ص 239)

 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَنْ سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن كُلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی كه شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاك است

(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)

 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمَن یومَ الْقیامَةِ إلاّ مَنْ خافَ الله فِی الدُّنیا
كسی در قیامت در امان نیست مگر كسی كه در دنیا ترس از خدا در دل داشت

(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)

 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعْجَزالنّاسٍ مَنْ عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم كسی است كه نتواند دعا كند

(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)

 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

اَلْبُكاءُ مِنْ خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

(حیات امام حسین ج 1 /ص 183)

 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

(بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

(الدره الباهره ، ص24)

 

امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ كس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن كه در دنیا خدا ترس باشد.

(بحار الانوار،ج 4،ص 19)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.
كسانی كه رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.

(مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

من حاول اَمرا بمعصیة الله كان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
كسی كه بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .

(بحارالانوار،ج78،ص120)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

من طلب رضی الناس بسخط الله وكله الله إلی الناس . 
كسی كه برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند شود، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

(بحارالانوار،ج78،ص126)

امام حسین علیه السلام فرمودند:

من اَحبك نهاك و من اَبغضك اَغراك.
كسی كه تو را دوست دارد، از تو انتقاد می كند و كسی كه با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می كند

(بحار الانوار،ج75،ص128)

 منبع:وبلاگ آل طاها

قرآن كريم و نشانه هاي ظهور حضرت مهدي عجّـل الله تعالي فرجه

آنچه در قرآن كريم از طرف خداوند بزرگ به وسيله رسول اكرم صلّي الله عليه و آله به ما رسيده واجب الاطاعه است و كوچكترين ترديدي درباره ي آن نبايد داشت ، چرا كه از منبع علم خداوندي سر چشمه گرفته است .** از جمله بشارت هايي كه در قرآن مجيد در صمن آياتي داده شده مسأله قيام جهاني حضرت بقية الله ارواحنا له الفداء و سيطره عدل و داد در عالم بعد از پر شدن آن از ظلم و جور است ، نه اينكه به خيال خام بعضي از نويسندگان ، عدالت در حكومت حضرت مهدي سلام الله عليه تغليبي باشد و همچنان افراد شرور ، كم يا زياد ، در اجتماع ديده شوند . خير ، طبق نصّ صريح آيات قرآن و تفاسير رسيده از اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين پس از پر شدن عالم از ظلم و جور ع قسط و عدل بر آن حاكميت خواهد يافت و همان كونه كه عرض شد در اين زمينه بزرگان مذهب و ديگران نيز دعواي تواتر نموده اند .
بنابراين ديگر جايي براي عدالت تغليبي و طرفداران آن نمي ماند .

نشانه هاي پيدايش اين حكومت

‹‹ بزودي آيات و نشانه هايي از قدرت خود را در صحنه گيتي و در [كشور] وجودشان بدانها نشان خواهيم داد ، تا بر آنها آشكار شود كه او حق است .››(فصّلت / 53)

ممكن است نشانه هاي آفاقي همان صيحه ي آسماني باشد و منظور از آيات انفسي همان رعب و ترس باشد كه در دلها جاي مي گيرد .

'' خوانندگان عزيز ! با توجه به اينكه خداوند خلف وعده نخواهد فرمود و حتماً بايد اين كار بشود ، غير از قيام آخرين نماينده و سفير اعظم او حضرت بقية الله روحي و ارواح العالمين له الفداء نشانه ديگري نخواهد بود . "

‹‹ و هر آينه شما را بوسيله ترس و گرسنگي و نقص در مالها و جانها و ميوه ها مي آزماييم ، و صبركنندگان را بشارت ده . ›› (بقره /156)

محمد بن مسلم از امام صادق عليه السّلام روايت مي كند كه پيش از قيام مهدي ما سلام الله عليه مردم به انواع بلاها مبتلا مي شوند و موفقيت با صابران است .

بطور خلاصه علائم و نشانه هاي قبل از ظهور در اين روايات عبارت است از :

1-وحشت و اضطرابي كه در حال حاضر در ميان مردم بعضي از كشورهاي اسلامي ديده مي شود .

2-گرسنگي و قحطي كه در كشور هاي جهان مشهود است و به طور متوسط روزانه چندين هزار تن از گرسنگي مي ميرند ( مانند بعضي از قسمتهاي افريقا و هندوستان ) .

3-فساد در تجارت و بازرگاني و كمبود درآمد بعضي از اقشار جامعه كه به ويژه در ايران ما مشهود است .

4-تلفات جاني مانند تلفات در جنگ ايران و عراق و نقصان زراعت و ميوه جات ناشي از آفات و كمي بركت آنها .

اكنون به اصل روايت كه از امام صادق عليه السّلام كه سلام خداوند بر ايشان باد – نقل كرده اند ، توجه فرماييد :

« محمد بن مسلم از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است كه امام فرمودند : پيش از قيام قائم نشانه هايي است جهت آزمايش از جانب خداوند نسبت به بندگان مؤمنش . عرض كردم : آن نشانه ها چيست ؟ فرمود : آن ، گفتار خداوند عزّ وجل است كه فرمودند : « و لنبلونكم بشي ءٍ » . فرمود « لـَـنـَبـلـُوَنـَّكـُم » يعني هر آينه بيازماييم شما مؤمنان را « بـِشـَييءٍ مِنَ الخَوفِ » به مقداري و چيزي از ترس از ملوك بني فلان (بني عباس) در پايان زمامداريشان وَ « الجُوع» و گرسنگي به خاطر بالا بودن قيمتها « وَ نـَقص ٍمِنَ الاموال ِ» و كاستي از مالها [ يعني ] كم شدن كشاورزي و كمبود بركت محصولات « وَ بـَشـِّرِ الصّابـِرينّ » [يعني ] بشارت ده صابران را در چنين وقت به خروج قائم عليه السّلام . سپس به من فرمود : اي محمد ! اين است تأويل قول خداوند عزّوجل كه مي فرمايد : « وَ ما يـَعلـَمُ تـَأ ويلَـَهُ ...» [يعني] نمي داند تأويل قرآن را جز خداوند و پايداران در دانش . »


‹‹ به درستي كه خداوند [تبارك و تعالي] قادر است كه نشانه اي فرو فرستد. ›› (انعام /37)

در تفسير اين آيه به چند نشانه از نشانه هاي ظهور حضرت ولي عصر عليه السّلام اشاره شده است.

« ابي الجارود مي گويد : امام محمد باقر عليه السّلام در تفسير آيه « اِنَّ الله َ قـادرٌ ...» فرمودند :
زود است كه در آخر الزّمان آيات و نشانه هايي از قدرت خداوند مي بيني :

1-دابة الارض .

2-دجّال.

3-نزول عيسي بن مربم از آسمان .

4-طلوع خورشيد از مغرب . » ( بحار الانوار ، ج 52 / ص 181 )

‹‹ بگو او تواناست كه بر شما عذابي از بالاي سر و زير پاهاي شما بر انگيزد يا اينكه شما را گروههاي غير متحد قرار دهد و آسيب برخي را به برخي ديگر بچشاند . ››(انعام /65 )


در اين آیه نيز به بعضي از نشانه هاي ظهور اشاره شده است و اما روايتي كه در اين باب رسيده است :

« از ابي جعفر (امام باقر ) عليه السّلام در فرموده ي خداوند متعال : ‹‹ قل هو القادر علي ... ›› منقول است كه فرمودند : آن دجّال و صيحه است ( عذاب آسماني و از بالا ) و مراد از « او من تحت ارجلكم » عبارت است از خسف و فرورفتگي زمين است و مراد از « او تلبسكم شيعاً » اختلاف در دين و طعن به يكديگر زدن است و منظور از « يذيق بعضكم باس بعض » كشتن بعضتان است بعضي ديگر را ، و تمام اين حوادث در ميان اهل قبله و مسلمانان به وقوع مي پيوندد . » (بحار الانوار ، ج 52 / ص 182 )
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=8709