عظمت اميرالمومنين در قلم نويسندگان مسيحي
۱- جبران خليل جبران ( نويسنده معروف و هنرمند نام آور،صاحب كتاب هايي چون ' پيامبر ' و... ) :
' علي بن أبيطالب به خاطر عظمتش شهيد شد و عرب حقيقت مقام و عظمت او را درك نكردند تا آنكه همسايگان پارسي شان به فرق ميان سنگريزه و گوهر پي بردند .او پيش از آنكه رسالت خود را به انجام رساند از دنيا رفت ، همچون همه پيام آوران خداوند { كه كسي قدر ايشان را نمي داند چون } در زمان و مكاني غير زمان و مكان خود و در ميان مردمي كه سزاوارشان نيستند فرود آمده اند ! '
كتاب رابطه مسيحيان با اهل بيت پيامبر ، ص 108
2- ميخائيل نعيمه ( اديب مشهور و برجسته و همكار و همراه جبران خليل جبران در آمريكا ) :
' من عقيده دارم علي بن أبيطالب بزرگترين شخصيت عربي پس از پيامبر اسلام است . هيچيك از ايشان چون او صفاي بصيرت و بهره از حقيقتت نداشتند و چه در ايمان و چه در ادب و چه در علم و چه در عمل همپاي او نبودند .من به ياد دارم كه هميشه جُبران از امام علي تجليل مي كرد و او را در مرتبه پيامبر مي دانست .علي از بزرگان انديشه و روح و سخن در همه زمانها و مكان هاست '
كتاب امام علي صوت العدالة الإنسانية ، جلد پنجم ،( ص953)
3-فؤاد جرداق (نويسنده و اديب بزرگ و برادربزرگترجورج جُرداق كه او را با نهج البلاغه آشنا كرد):
' هرگاه گرفتار درد و مصيبتي مي شوم و روزگار به ستوهم مي آورد به سوي علي مي روم و شكوه و شكايت هايم را با او نجوا مي كنم .نداي خود را بر نشانه هاي حق بر مي آورم و علي نشانه برجسته حق است .اوست كه در برابر ظالم چون رعد مي خروشد و به مظلوم پناه مي دهد '
كتاب رابطه مسيحيان با اهل بيت پيامبر، ص 112
4- جورج جُرداق ( شاعر و نويسنده معروف و صاحب كتاب مشهور امام علي ، صداي عدالت انساني ):
' در ميان بزرگان تاريخ بسيار اندك هستند كساني كه چون علي در عقل تو بذر ايمان به كرامت انسان را بكارند و در جان تو ريشه حق مقدس حيات را بدوانند و با حكمت هايي چنين جانت را سرشار كنند كه : هر كه دو روزش يكسان بود زيانكار است ، و كودكانتان را به اخلاق خود مجبور نكنيد چرا كه آنان فرزند روزگار خويشند ، و ... بسيار اندكند كساني كه همه اين حقايق را در عمل پياده كنند و برايش نظام و قانون بسازند '
كتاب امام علي صوت العدالة الإنسانية، جلد اول (ص 15)
5-بولس سلامه ( حقوقدان و شاعر و نويسنده صاحب نام و صاحب ملحمة الغدير و مقتل امام حسين ):
' حق چنان در من مسيحي رعشه افكند كه از شدت عشق او علوي به شمار مي آيم . اگرچه علي پيامبر نبود ، اما اخلاق نبوت داشت .اي آسمان شاهد باش و اي زمين اقرار كن كه من علي را دوست دارم . مگوييد كه شيعيان كساني هستند كه هواداران علي هستند ، زيرا در درون هر انسان با انصافي يك روح شيعي وجود دارد '
كتاب قلائد الإنشاد ، ص 122
6- سليمان كتّاني ( نويسنده دلداده اي كه 9 جلد كتاب ارزشمند در باره معصومين عليهم السلام از پيامبر اكرم و حضرت فاطمه زهرا تا امام موسي كاظم تاليف كرد، اما مرگ او اجازه نداد كارش را كامل كند) :
' دوست دارم با مناجات به سوي محراب علي بن ابيطالب قدم بگذارم . اي سرور من ، آيا اين درست است كه به جاي گرد آمدن پيرامون تو در باره تو به اختلاف افتادند ؟ چهارده ستون از ستون هاي قرن ها با ساعت ها و روزها و سالهايشان آب شد و رفت ، چنان كه سنگ نمك در موج اقيانوس ذوب مي شود اما حرف ها و كلماتي كه از لبان مقدس تو تراويد همچنان كاستي نمي پذيرد '
كتاب الإمام علي ، نبراس و متراس ، ص 51
7- سعيد عقل ( شاعر و اديب برجسته معاصر عرب و مشهورترين شاعر معاصر لبناني ) :
' سخن گفتن از خداي سخن دشوار است ، هراسناكم ! ليكن من شمشيرم كه در كارزار فرونمي ماند . علي را از وقتي دوست دارم كه خود را دوست داشته ام . اوكه با دو زبان سخن مي گويد ، گفتار جوشان و دلنشين و تيغ تيز و بُرنده . چگونه تيغ ابن ملجم توانست اين يار شمشير را از پاي درآورد؟ اي عشق ! گريه كن و مرا به گريه آور . مردمان را تصور مي كنم كه روز غدير از آسمان بانگ ' بلّغ ' بر ايشان فرود مي آيد و پيامبر مي گويد : هركس من مولاي او هستم ، علي مولاي او خواهد بود .و پس از آنان امامت ها پي در پي آمده اند تا محل نزول خدا باشند و امروز در هر كوي و برزن خانه اي و مقامي و زيارتگاهي به نام آنان است ، كساني كه نمي توان نامشان را از كتاب واقع زدود . و هر كس كه ديگر اهل بيت را دوست نداشته باشد نمي تواند قدرت شمشير علي و قوّت زبان كوثرگون و با شكوهش را ناديده بگيرد، كلام و كلماتي كه چون در كتاب ها ذكر شود كتاب ها به خود مي لرزند '
ديوان ' كما الأعمدة ' ، ص 68
8- جورج شكّور ( شاعر واستاد برجسته ادبيات و وصيّ ادبي سعيد عقل ، صاحب دو كتاب ' ملحمة الإمام علي ' و ' ملحمة الإمام الحسين ' ) :
' در آخرين حج پيامبر ، خلايق از هرسو گرد پيامبر را در ' غدير خم ' گرفتند و آنگاه جبرئيل آن پيام حساس و سرنوشت ساز را بدو رساند : اين وحي خداست ، آن را به مردم برسان ! پيامبر در آن روز پيامي را بر زبان جاري ساخت كه روزگاران پس از او آن را تكرار كرد : خدا مولاي من است و من مولاي شمايم و علي همچون جان من است و من در كنار حوض به او خواهم رسيد و آنجا از شما خواهم پرسيد كه آيا امر امير مرا با آيات قرآن پاس داشته ايد يا نه '
كتاب ' ملحمة الإمام علي ' ، ص 61
9- نصري سلهب ( نويسنده و انديشمند و صاحب آثار متعدد از جمله سه گانه : ' في خطي المسيح ' ، ' في خطي محمد ' و ' في خطي علي ' ) :
' علي از آن انسان هايي است كه تقديرشان بوده بميرند تا به مرگشان ملت ها و امت هايي زنده شوند و دشمنان علي از كساني هستند كه زندگي را بر مردن ترجيح دادند و به زنده بودنشان هر عزّت و بزرگواري را به خاك سپردند . ياد او بيش از آن كه ياد قهرمان شهيدي جاودان نزد خداوند باشد، يادآور حيله گراني است كه با نيرنگ خويش در آتش جهنم جاودانه شدند . و هنگامي كه اين امت به ياد علي گريه مي كند در واقع بر خويش مي گريد زيرا به خاطر مي آورد كه از سوي فرزندان خودش تيرها بر علي و اهل بيتش پرتاب شده و شمشير ها برآمده و به ياد مي آورد كساني كه خود را اميران مؤمنان و جانشينان پيامبر و وارثان رسول خدا مي دانستند آن خون پاك را حلال كردند و برپير و جوان و زن ومرد اهل بيت نارو زدند . '
كتاب ' في خطي محمد و ... ' ، ص 365
10- خليل فرحات ( شاعر و نويسنده و صاحب آثار متعددي از جمله : ' دراسات جديدة في الأدب ' و ' الفارس و الأبراج' ) :
' من محبت علي را به دل گرفتم بلكه بالاتر ، صفات نيكويش را پرستيدم ! آري ...عطرفروش شيشه عطر خود را مي پرستد . اي امير و پيشواي همگان ... در سختي ها و ناگواري هايشان به تو پناه آوردند تا از ايشان حمايت كني اما وقتي پاي اداي حق به ميان آمد ناروا كردند . و آنكه وعده داده بود خلاف كرد و آنكه طمع مي ورزيد كناره گرفت ... و كساني كه در ' سقيفه ' گرد آمدند گمان بردند كه آن شير مرد خواهد غريد و سينه شان را خواهد دريد اما براي پاسداشت حق اسلام و اداي وظيفه اخلاقي اش از حكومت كناره گرفت و بي آنكه حق خود را بگيرد خدا را برگزيد و آنان بي خدا ماندند و به بدبختي افتادند '
كتاب ' في محراب علي ' ، ص 88
11- ريمون قسّيس ( شاعر و مترجم و استاد دانشگاه ) :
' با ذوالفقارت- كه اگر تو نبودي او نيز نمي بود - اي قهرمان ميدان ، چه رزم آوراني را از پاي انداختي . كجاست فرزند عبدوُدّ كه صداي ناله اش در خيبر به آسمان رسيد ؟ آن شمشير را جز تو چه كسي مي توانست برگيرد ؟ يا علي ، اگر دستان تو نبود هيچ تشنه اي به آب حقيقت سيراب نمي شد . اين وحي الهي بود كه شمشير از نيام بركشي و باطل را از صفحه روزگار محو سازي .اي پرورده احمد ، دو چيز را از هم جدا كردي : حقي آشكار براي اهل آن و باطلي واضح كه ديگر پنهان نيست '
كتاب ' علي ، الفارس الفقيه الحكيم ' ، ص 19
12- جوزف هاشم ( وزير سابق و اقتصاددان و اديب برجسته ) :
' من كه از دوران تحصيل تا كنون بيش از هزاربار قرآن را تلاوت كرده ام واز كودكي و نوجواني شيفته امام علي بوده ام و نهج البلاغه را بارها بازخوانده ام ، هنوز پس از سالها مطالعه و جستجوي مداوم نمي توانم ادعا كنم كه تمام ابعاد اين شخصيت عظيم را دريافته ام .نهج البلاغه اقيانوسي است كه هربار فكر مي كني به عمقش رسيده اي اما باز وقتي دوباره به سراغش مي روي چيزهاي تازه اي كشف مي كني .هر كه با شخصيت امام علي آشنا شود مجذوب او مي گردد و هر كه مجذوبش شد از او متأثر مي شود و هركه از او متأثر شد در پي اش مي رود وهركه نهج البلاغه را بخواند شيفته علي مي شود و هركه شيفته اش شد دوستش مي دارد و هركه دوستش داشت به او نزديك مي شود و هركه به او نزديك شد او را مي يابد '
كتاب ' علويات ' ، ص 11
13 – جورج زكي الحاج ( شاعر و نويسنده و استاد دانشگاه ) :
' علي چون رودخانه اي خروشان است كه تشنگان را سيراب مي كند و همچنان در جوشش است و نهج البلاغه اش راهنماي هدايت است كه بدان جانها به اوج مي رسند و به نام خدا پيش مي روند و ذوالفقارش شهابي است سوزنده كه چون آبشار خروشاني بر دشمن فرومي ريزد . از روز صفين تا كنون كمان عدالت شكسته و حاكمان جائر دركارند و كسي با ظلم نمي ستيزد مگر آزادگاني چون اهل بيت پيامبر كه زندگي خود را براي ياري حق وقف كرده اند '
كتاب ' قصيدة الحسين ' ، ص 20
14 - ويكتور كِك ( استاد دانشگاه و نويسنده و پژوهشگر)
' هر چه روزگار مي گذرد و كهنه مي شود غبار كهنگي بر خاطرات غدير نمي نشيند ، اي امام هدايت ...شمشيرحق تو نقش جهالت را از ميان برداشت ... جبرئيل در كنار غدير به پيامبر خدا گفت : تو فرستاده خدا هستي ، پيام خدا را ابلاغ كن ! جمعيت در آن سرزمين چنان گرد آمد كه انتهايش ديده نمي شد و پيامبر ندا داد : ' من بنده خدايم و علي نيز بنده خداست ، او نور هدايت و جانشين پيامبر خداست ، خدايا هركه علي را دوست داشت دوست بدار و هر كه با او دشمني كرد دشمن بدان . سپس آن دو رفيق با علي دست دادند و جمعيت انبوه پياپي به تبريك علي پيش آمدند '
قصيده ' غدير الملكوت '
15 - رشاد سلامه ( حقوقدان و فعّال سياسي ):
' هيچ چيز از ارزشهاي انساني و اجتماعي نيست مگر آنكه مورد اهتمام فكر و انديشه امام علي و موضوع تعاليم او بوده است و بر اين اساس بر آشكار كردن ارزش حق و عدالت و آزادي و وفاداري و راستي و دانش اصرار مي ورزيده است . اين ها ارزش هاي گرانبهايي هستند كه همچنان مورد سؤال و نياز جوامع بشري و راهنماي اصلاح گرانند و شايد بتوان در اين زمينه به يكي از بزرگترين مشكلات بشر كه همچنان ذهن و زبان انديشمندان را به خود مشغول داشته اشاره كرد و آن عدالت اجتماعي و توزيع درآمدها و ثروت است و برخي از ديدگاه هايي كه در اين زمينه مطرح شده باعث به وجود آمدن نظام هاي حزبي و حكومتي و جريان هاي اعتقادي گرديده است . امام علي در اين زمينه قاعده اي را مطرح مي كند كه اگر اجرا شود بسياري از مشكلات نيازمندان و فقرا برطرف مي شود و حقوق الهي آنان از درآمد زياده خواران بدانان مي رسد . امام علي مي گويد : خداوند روزي فقيران را در دارايي ثروتمندان قرار داده و هيچ فقيري گرسنه نمي ماند مگر به آن چه شخصي بي نياز از آن بهره مند شده است و خداوند روزي از آنان در باره اش خواهد پرسيد . '















